خاطرات زندگی

دردودل
نویسنده : بهار - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۱
 

امروز یه کم دلم گرفته یاد دوران دانشجوییم افتادم چقدر با دوستامون بهمون خوش می گذشت ولی الان همه از هم دور شدیم یکی از دوستام با اینکه خیلی با هم تلفنی حرف می زنیم  واینو بگم که چون من یه جای دیگمو اون تهرانه همدیگرو کم می بینیم ولی الان که رفته خارج از کشور نمی دونم چرا اینقدر دلم واسش تنگ شده شاید واسه اینه که فاصلمون زیاد شده من یه عیبی که دارم زیاد به گذشتم فکر می کنم وحسرتشو می خورم واین خیلی بد باید خودمو تو آینده ببینم که متاسفانه این کارو نمی کنم