خاطرات زندگی

چیدن اتاق سیسمونی
نویسنده : بهار - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٧
 

5آبان روز جمعه مامان اینا سیسمونی پسر عزیزمونو آوردن وای که چه روز خوبی بود مامانی واست سنگ تموم گذاشته بود خیلی خیلی ازش ممنونیم امیدواریم که بتونیم با همسر یه روزی این زحمتاشو جبران کنیم فکر همه چی رو کرده بود و همه چی واست خریده بودن ودیگه اینکه خاله مونا هم خیلی زحمت کشیده بود دسته مونا جون درد نکنه خیلی اذیتشون کردیم چون واسه همه چی نظر می دادیم واونها هم کوتاهی نکردن.خلاصه که مامانی وخاله ها کلی ازتون ممنونیم .ماچحالا از اون روز که اتاقشو چیدیم  انتظار برامون سخت شده همش می گیم کی این فسقلی میاد وکلی داریم با وسایلش حال می کنیم وروزای خیلی خوبی رو داریم می گذرونیم وامیدوارم این روزای خوب رو همه اونایی که آرزوشو دارن خدا بجلوی راهشون قرار بده.پسر خوشگلم مبارکت باشه هوراماچقلبیک سری عکس از اتاقش انداختیم که در ادامه مطلب گذاشتم