خاطرات زندگی

اولین تکون خوردنای فسقلی
نویسنده : بهار - ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٧
 

دیروز عصر وقتی داشتیم میوه می خوردیم وقتی انجیر  اولی رو خوردم هیچی ولی با دومی وسومی تکوناش شروع شد وای که خدای من چه حالی کردم قلبقلب من تو سایتا خونده بودم که اوایلش مثله اینه که حباب توی شکمت می ترکه و واقعا هم اینجوری بود کلی با بابایی ذوق کردیم وشب هم که واسه شام به رستوران رفتیم ومنتظر بودیم که شام رو بیارن بازم این اتفاق افتاد و واقعا احساسی که داشتم رو نمی تونم توصیف کنم لبخند دیگه ازاین به بعد منتظر حرکتای بیشتر  از شما فسقلی هستیم خدا جون از همه چی ممنون ممنون ممنون ،عزیز مامان  وارد 6 ماه شدیم وبیشترراه رو طی کردیم و فقط 4 ماهه دیگه داریم واسه دیدنت امیدوارم این روزا خیلی سریع بگذرن .