خاطرات زندگی

شروع هفته چهاردهم بارداری وآغاز سه ماهه دوم
نویسنده : بهار - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٧
 

عزیز دلم سه ماهه اول تموم شد ومن وتو در ماه چهار هستیم و امیدوارم این سختیها هم زود زود تموم بشه ومن بتونم بیشتر به شما برسم وخودمو تقویت کنم روز شنبه 91/04/3 رفتیم پیش خانم دکتر وصدای قلب کوچیکتو با بابایی شنیدیم اشک توی چشام حلقه زده بود تو دلم هم غوغایی بود از خوشحالی ازاینکه شما حالت خوبه وهمه چی خوب پیش میره قلبماچخانم دکتر هم واسمون سونو گرافی نوشت که که خیالمون دیگه حسابی راحت بشه که با بابایی دیروز که می شه 91/04/06 رفتیم سونو گرافی که وای وقتی دیدمت از ذوق خندم گرفته بود ماشاله بزرگ شده بودی ،چشمکواسه خودت همچین راحت لم داده بودی که نگو نیشخندخلاصه کوچولوی عزیزم ماکه واسه دیدنت روز شماری می کنیم و خیلی دوست دارم زودتر روزایی بیاد که شما تکونات شروع بشه و به شکل واقعی حست کنم. دوست داریم وبه مامانی همچنان بچسب که راه طولانی در پیش داریم.امروز هم میریم که جواب سونو گرافی رو به خانوم دکتر نشون بدیم عزیز دلم بازم میام واست می نویسم