خاطرات زندگی

جواب غربالگری
نویسنده : بهار - ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٥
 

دیروز با بابایی رفتیم پیش خانم دکتر که جواب غربالگری رو بهش نشون بدیم خدارو شکر همه چی خوب بود وگفت جواب آزمایش نرمال وعالیه وخیلی خوشحال شدم از این جواب چون چند وقتی بود که جوابو گرفته بودیم ولی اینقدر استرس داشتم چون ازش چیزی سر در نمی آوردم خلاصه که بعد از دیدن آزمایش واین حرفا گفت برو بخواب که ببینیم الان وضعیتش چطوره گفت توی هفته 22 هستی واینکه از همه مهمتر صدای قلبتو گذاشت اینقدر تند می زد به قوله دکتر انگار اسب سواره، صدای پیتکو پیتکو میدادنیشخندخلاصه که با خوشحالی تمام به خونه برگشتیم وامروز هم می خوایم بریم پیش مامانی وخاله هات ودایی جون همه منتظرتن عزیزم، خاله مونا که همش زنگ می زنه میگه پسرمون بزرگ شدهقلبدیگه همه اول حاله شمارو می پرسن چشمکامیدوارم پرواز خوبی داشته باشیم . قربون گل پسرم برم بعد از مسافرت میام ودوباره واست می نویسمماچقلبقلب


 
 
اولین تکون خوردنای فسقلی
نویسنده : بهار - ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٧
 

دیروز عصر وقتی داشتیم میوه می خوردیم وقتی انجیر  اولی رو خوردم هیچی ولی با دومی وسومی تکوناش شروع شد وای که خدای من چه حالی کردم قلبقلب من تو سایتا خونده بودم که اوایلش مثله اینه که حباب توی شکمت می ترکه و واقعا هم اینجوری بود کلی با بابایی ذوق کردیم وشب هم که واسه شام به رستوران رفتیم ومنتظر بودیم که شام رو بیارن بازم این اتفاق افتاد و واقعا احساسی که داشتم رو نمی تونم توصیف کنم لبخند دیگه ازاین به بعد منتظر حرکتای بیشتر  از شما فسقلی هستیم خدا جون از همه چی ممنون ممنون ممنون ،عزیز مامان  وارد 6 ماه شدیم وبیشترراه رو طی کردیم و فقط 4 ماهه دیگه داریم واسه دیدنت امیدوارم این روزا خیلی سریع بگذرن .


 
 
گرفتن جواب آزمایش
نویسنده : بهار - ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٥
 

دیروز رفتیم دکتر تا جواب آزمایشارو نشون بدم که خانم دکتر گفت که  کمی عفونت ادراری داری که با قرص رفع می شه ومایعات باید زیاد بخوری ولی این قرصا رو که می خورم حالت تهوع دارم وهمه چی رو برمی گردونم ولی اجبارا باید بخورم چون واسه پسرو خطر داره وامیدوارم که هرچی زودترخوب بشم ودوره قرصا تموم بشه وبااینکه تازه 2روزه شروع کردم ولی اساسی حالم بد شده ولی بخاطره کوچولومون تحمل می کنم راستی دیروز خانم دکتر صدای قلبتو گذاشت وشنیدیم عزیزم رفتی کنج پهلوی سمت چپم جا خوش کردی از اونجا کنار هم نمی ری هر وقت که می ریم پیش دکتر همونجا بودی قربونت برم قلبت تند تند می زد وخانم دکتر می گفت این ازش معلومه که می خواد فوتبالیست بشه نیشخندخلاصه که وقتی صدای قلبتو می شنوم فقط خدارو شکر می کنم. وخانم دکتر گفت که ایشاله تا 2 هفته دیگه حرکاتشو هم حس می کنی وای که چه روزای خوبی رو من وبابایی در پیش داریم هوراقلبعزیزم یه آزمایشه دیگه مونده که جواب بگیریم که ماله غربالگریه که 12 مرداد آماده می شه که اگه آماده شد دوباره میام و می نویسم .دوست داریمماچ مواظبه خودت باش پسر قشنگم